سيد علي اكبر قرشي
267
قاموس قرآن ( فارسي )
مسيطر اصل آن از سطر بمعنى مراقب و مسلَّط و احوال نويس است در اقرب گويد « سيطر عليهم و سوطر و تسيطر : راقبهم و تعهد احوالهم » و نيز گويد : مسيطر و متسيطر بمعنى رقيب ، حافظ ، و مسلط بر شىء است كه به آن توجه كند و احوالش را زير نظر گيرد و عملش را بنويسد جمع آن مسيطرون است . معنى آيهء اوّل : آيا خزائن پروردگارت پيش آنهاست يا آنها مسلط بر مردم و مالك آنهااند ؟ ! ! معنى آيهء دوم : ياد آورى كن تو فقط ياد آورى و بر مردم مراقب و حافظ نيستى . نظير * ( « وَما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخافُ وَعِيدِ » ) * ق : 45 . سطو : حمله و گرفتن بشدّت . در قاموس گويد « سطا عليه و به سطوا و سطوة : صال او قهر بالبطش » * ( « تَعْرِفُ فِي وُجُوه الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يَكادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آياتِنا . . . » ) * حج : 72 . در چهرهء كفّار بهنگام خوانده شدن آيات ما انكار مىبينى نزديك است بسوى كسانى كه آيات ما را بر آنها ميخوانند حمله كنند و دست بگشايند . اين كلمه فقط يك بار در قرآن يافته است . سعد : سعد و سعادت بمعنى نيكبختى است چنان كه شقوة و شقاوت بمعنى بدبختى است راغب گفته : سعد و سعادت آنست كه كارهاى الهى انسان را در رسيدن بخير يارى كند . ضدّ آن شقاوت است . * ( « يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِه فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ ) * . . . * ( وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها . . . » ) * هود : 105 - 108 . اين كلمه فقط دو بار در كلام اللَّه آمده است . سعر : فروزان شدن آتش و فروزاندن آن راغب گفته : سعر ، التهاب و شعله ور شدن آتش است و ثلاثى و تفعيل و افعال آن همه بمعنى افروختن است و مسعر چوبى است كه افروخته شود . در اقرب آمده « سعر النار و الحرب :